اصلاح شدنی

مترادف‌ها

اصلاح‌پذیر، قابل اصلاح

متضادها

اصلاح‌ناپذیر

لغت نامه دهخدا

اصلاح شدنی. [ اِ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل اصلاح. امری که اصلاح آن امکان پذیر بود. کسی که قابل اصلاح باشد.

فرهنگ فارسی

کار قابل اصلاح. امری که اصلاح آن امکان پذیر بود.

جمله سازی با اصلاح شدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیریت باید بداند که هر اشتباهی در فرآیند تولید، اگر به موقع شناسایی شود، قطعاً یک نقص اصلاح شدنی و قابل جبران خواهد بود.

💡 بسیاری از مشکلات رفتاری در کودکان، اگر از دوران کودکی مدیریت شوند، مشکلاتی اصلاح شدنی هستند و نباید اجازه داد به بحران‌های بزرگ تبدیل شوند.

💡 اگر نقایص موجود در سیستم اداری را به عنوان مواردی اصلاح شدنی در نظر بگیریم، می‌توانیم با برنامه‌ریزی دقیق، کارایی سازمان را افزایش دهیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران