اصلات

لغت نامه دهخدا

اصلات.[ اِ ] ( ع مص ) شمشیر آویختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). از نیام برکشیدن شمشیر. ( تاج المصادر بیهقی ). تیغاز نیام برکشیدن. ( از قطر المحیط ). شمشیر از نیام بازکشیدن. ( از المنجد ). شمشیر از غلاف بدر کشیدن. شمشیر برکشیدن. شمشیر از نیام بیرون کشیدن. ( لغت خطی ).
اصلات. [ اِ ] ( ع ص ) مرد دلاور و کاربُردر نیازمندیها و آماده برای انجام دادن آنها. ( از قطر المحیط ). اِصلیت. اَصلتی. صَلت. صلتان. مِصْلَت. مصلات. منصلت. ( قطر المحیط ) ( المنجد ). و رجوع به لغات مذکور و المنجد و قطر المحیط و اقرب الموارد شود.
اصلات. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ صَلْت. ( منتهی الارب ). رجوع به صلت شود. || ج ِ صُلْت، بمعنی کارد بزرگ. ( قطر المحیط ) ( از المنجد ).

فرهنگ فارسی

جمع صلت بمعنی کارد بزرگ

جمله سازی با اصلات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طاروب (۱ ژوئن ۱۹۳۷)، خواننده لبنانی با اصلات چرکسی است. او دارای تابعیت اردن است و در دهه شصت و هفتاد میلادی به عنوان بازیگر و خواننده سینما به شهرت رسید. نام اصلی او امل اسماعیل جرکاس است، مدتی با محمد جمال خواننده لبنانی ازدواج کرد و با او یک گروه هنری تشکیل داد. او در سال ۱۹۹۴ حجاب داشت و به دلایل معنوی و مذهبی از دنیای هنر کناره‌گیری کرد.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز