اصرع

لغت نامه دهخدا

اصرع. [ اَ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ صَرْع. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به صَرْع شود. ج ِ صَرْع، بمعنی گونه ای از گونه ها. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ). || ج ِ صِرْع. ( المنجد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به صِرْع شود.

فرهنگ فارسی

جمع صرع بمعنی گونه ای از گونه ها

جمله سازی با اصرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال على:... ذلك انهم كانوا بين يدى رسول الله (ص ) فقالوا له: يا محمد! نتظر بكالى الظهر فان رجعت عن قولك و الا قتلناك فدخل النبى فى منزله فاغلق عليه بابهمغتما لقولهم جبرئيل عن الله ساعته فقال له: يا محمد! السلام يقرا عليك السلام و هويقول: اصرع بما تومر و اعرض عن المشركين...

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز