اصحاف

لغت نامه دهخدا

اصحاف. [ اِ ] ( ع مص ) اصحاف کتاب را؛ قرار دادن صحیفه ها در آن. ( از اقرب الموارد ). فراهم آمدن نامه ها و فراهم آوردن، یقال: اُصْحِف َ الشی ( مجهولاً )؛ اذا جمعت فیه الصحف و منه المصحف. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اصحاف چیزی؛ جمعکردن صحیفه های بسیار در آن. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

اصحاف کتاب را قرار دادن صحیفه ها در آن. فراهم آمدن نامه ها و فراهم آوردن. یا اصحاف چیزی جمع کردن صحیفه های بسیار در آن.

جمله سازی با اصحاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 O ((رَقِيم )) به معناى نوشته و لوحى است كه داستان اصحاف كهف برآن نوشته شده و نام آنان برآن رقم خورده است. ((كَهف )) به غار بزرگ گفته مى شود.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز