لغت نامه دهخدا
اشک دروغ. [ اَ ک ِ دُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اشک ساخته:
چراغ کذب را کافروزدش زن
بجز اشک دروغش نیست روغن.زلالی ( از آنندراج ).
اشک دروغ. [ اَ ک ِ دُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اشک ساخته:
چراغ کذب را کافروزدش زن
بجز اشک دروغش نیست روغن.زلالی ( از آنندراج ).
کنایه از اشک ساخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چراغ کذب را کافروزدش زن به جز اشک دروغین نیست روغن
💡 جامی نشد در عاشقی ز اشک دروغین سرخ رو کامل عیاری کی رسد مس را ز روی اندودگی