استئناس
مترادفها
مأنوس شدن، الفت، خو گرفتن
متضادها
بیگانگی، استوحاش، دوری
لغت نامه دهخدا
استئناس. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیناس شود.
جمله سازی با استئناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بو علی، در تفسیر قل اعوذ بر ب الناس آیه اول، میگوید: منظور ازربوبیت، تربیت است وتربیت عبارت است از تسویه مزاج و مراد از این قول خداوند که میفرماید: «فاذا سویته»، همین میباشد. این، اولین نعمت الهی بر انسان است، که در مرحله بعدی تربیت به واسطه قهر و غلبه میباشد... «من شر الوسواس الخناس»، قوهای کهوسوسه را ایجاد میکند، قوه متخیله است، البته در صورتی کهنفس حیوانی آن را به کار گیرد. «الذی یوسوس فی صدور الناس»، بیان گر معنایخناس است که همان قوه متخیله میباشد و باعث ایجاد وسوسه در سینهها میشود و این بدان جهت است که ثابت شد متعلق اول برای نفس انسانیقلب میباشد و به واسطه آن، قوا در سایر اعضا پراکنده میشود، پس تأثیر وسوسه، اول درسینه خواهد بود. «من الجنه و الناس»،جن، عبارت است از استتار وانس، عبارت است از استئناس. بنا بر این امور مستتر همانحواس باطن و امور مستانسه همانحواس ظاهر هستند.
💡 پس از گذشت چندین ماه از ورود به این شهر بزرگ و غریبه، او بالاخره توانست با محیط جدید استئناس یافته و آرامش خود را باز یابد.
💡 برای اینکه بتوانید در یک محیط کاری جدید بهدرستی عمل کنید، باید ابتدا با همکاران و قوانین داخلی شرکت استئناس پیدا کنید تا دچار اشتباه نشوید.
💡 پژوهشگران در حین انجام آزمایشهای میدانی، تمام تلاش خود را میکنند تا با محیط طبیعی و موجودات زنده آن منطقه استئناس پیدا کنند تا مشاهداتشان بسیار دقیقتر باشد.