ازگند

لغت نامه دهخدا

ازگند. [ اُ گ َ ] ( اِخ ) رجوع به اوزگند شود.

جمله سازی با ازگند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، ازگند دهان حضرت فرمود كه در سجده بگو يااللّهُ يااللّهُ يااللّهُ يارَحْمنُ يارَبَّاْلاَرْبابِ يا سَيِّدَ السّاداتِ يااِلهَ اْلالِهَةَ يا مالِكَ الْمُلْكِ يا مَلِكَ الْمُلُوكِ اِشْفنى بَشَفائِكِمِنْ هذَا الدّاءِ وَاصْرِفْهُ عَنّى فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَاَنْقَلِبُ فى قَبْضَتِكَراوى گفت يكمرتبه ايندعا را در سجود خواندم وشفا يافتم.