ازراق

لغت نامه دهخدا

ازراق. [ اِ ] ( ع مص ) ازراق عین؛ برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. || ازراق ناقه؛ سپس انداختن ناقه بار خود را. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با ازراق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازراق خلق را سر کلک تو شد ضمان ابواب فتح را دم رمح تو شد خدنگ