ارباء

لغت نامه دهخدا

ارباء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَبْو. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ربو شود.
ارباء. [ اَ رِب ْ با ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ربیب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ربیب شود.
ارباء. [ اِ ] ( ع مص ) زائد گرفتن از آنچه که داده باشد. || فزون گردانیدن چیزی را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || افزون شدن. افزون شدن بر کسی. || بیزار کردن و ناراحت نمودن. ( از اقرب الموارد ). || داخل «رُبی »، یعنی زمین مرتفع شدن.
ارباء. [ اُ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَریب. ( دهار ). رجوع به اَریب شود.

جمله سازی با ارباء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آيه شريفه، (ارباء صدقات ) و (محق ربا) رامقابل يكديگر قرار داده، در سابق هم گفتيم كه ارباء صدقات و نمو دادن آن مختص بهآخرت نيست بلكه اين خصيصه هم در دنيا هست و هم در آخرت در نتيجه از مقابله نامبرده مىفهميم كه محق ربا نيز هم در دنيا هست و هم در آخرت.

💡 مؤ لف: اين روايت بطوريكه ملاحظه مى كنيد منظور از (محق ) نقصان را به (محق )تشريعى تفسير كرده و مى فرمايد هر چند مال در نزد رباخوار زياد مى شود، اما شرعامال او نيست و تصرفش در آن اموال حرام است درمقابل ربا صدقه قرار دارد كه منظور از ارباء و زياد شدن آن زياد شدن تكوينى است واين با بيان قبلى ما (كه گفتيم: محق در آيه عموميت دارد) منافاتى ندارد.

💡 كلمه (محق ) به فتحه ميم و سكون حاء و قاف مصدرفعل (يمحق ) و به معناى نقصان پى درپى است بطوريكه آن چيزى كه محق مى شودتدريجا فانى شود و در مقابل كلمه ارباء كه مصدرفعل (يربى ) است به معناى نمو و رو به زيادت نهادن و كلمه (اثيم ) به معناىصاحب اثم است و در سابق، معناى اثم گذشت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران