اذقان

لغت نامه دهخدا

اذقان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ ذَقَن. زنخها. زنخدانها.

فرهنگ فارسی

زنخدانها

جمله سازی با اذقان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (يخرون للاذقان سجدا) - كلمه (اذقان ) جمع (ذقن ) به معناى چانه است كهمحل اجتماع دو طرف صورت است، و (خرور كردن ذقن ) به معناى به خاك افتادن براىسجده است، و كلمه (سجدا) نيز همين معنا را بيان مى كند. و اگر از ميان جهات مختلفصورت، از پيشانى و گونه و چانه، تنها چانه را ذكر كرده براى اين است كه چانه ازديگر جهات صورت به زمين نزديكتر است و در هنگام به خاك افتادن زودتر به زمين مىرسد. و چه بسا كه گفته باشند: مقصود از اذقان همه صورت است كه به طور مجاز، جزءصورت را بر كل آن اطلاق نموده اند).

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز