اذرع

لغت نامه دهخدا

اذرع. [ اَ رَ ] ( ع ص ) مُقْرِف. آنکه پدرش بنده و مادرش آزاد بود یا آنکه پدرش عربی و مادرش داه آزاد یعنی مولاة باشد. || مرد فصیح. || اسپ بدنژاد. || ( ن تف ) نعت تفضیلی از ذرع: قتلوهم اذرع قتل؛ ای اسرع و افحش. || سبک تر. چالاک تر. چابک تر: خیرکن اذرعکن للمغزل؛ ای اخفّکن یداً به. و یقال اقدرکن علیه. ( حدیث ).
اذرع. [ اَ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ ذِراع.
اذرع. [ اَ رُ ] ( اِخ ) موضعی است نجدی:
و اوقدت ُ ناراً للرعاء باذرُع. ( معجم البلدان ).
اذرع. [ اِ رِ ] ( اِخ ) قریه ایست بزرگ، مرکز ناحیه لجا واقع در حوران، از نواحی سوریه. در قدیم اذرع قصبه ای بزرگ بوده است و آثار عتیقه بسیاری در آنجا دیده میشود و اکنون آنرا مسجد جامعی و دو کلیسای قدیم است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

موضعی است نجدی

جمله سازی با اذرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مریم بنت احمد اَذرَعی (۱۳۱۹ - ۱۴۰۲) (نسب: مریم بنت احمد بن محمد بن ابراهیم اَذرعی) محدث، قاضی و آموزگار علوم اسلامی مصری در سدهٔ هشتم هجری/ چهاردهم میلادی بود. پدربزرگش، ابراهیم اذرعی از «أذرعات» نزدیکی درعای شام بود که ساکن حلب و سپس دمشق شد. به قاهره کوچید و قضاوت را برعهده گرفت و در سال ۷۴۱ق درگذشت. ابن حجر عسقلانی از او اثری با عنوان معجم در یک جلد نام برده است.

💡 و دربـاره عـبـداللّه بـن ابـى، و هـمـفـكـرانـش ايـن آيـهنـازل شـد: (الم تـر الى الذيـن نـافـقوا... ثم لا ينصرون ). و در مجمع البيان از ابنعـباس ‍ روايت آورده كه گفت: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) مردم بنى النضيررا مـحـاصـره كـرد، بـه طـورى كـه كـاملا در چنگال او قرار گرفتند، و به ناچار حاضرشدند هر چه آن جناب خواست بدهند، و در آخر اين طور با ايشان مصالحه كرد كه جان خودرا سـالم بـرگـرفـتـه از سـرزمـين و وطن خود بيرون شوند، و ايشان را به اذرعات شامگسيل بدارد. و براى هر سه نفر از ايشان يك شتر و يك مشك آب داد.

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز