اذانه

لغت نامه دهخدا

اذانه. [ اَ ن َ ] ( ع مص ) اَذانت. اذن. دستوری.

جمله سازی با اذانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ان الموذن فى سبيل الله مادام فى اذانه كشهيد يتقلب فى دمه و يشهد له بذلككل رطب او يابس بلغ صوته و اذا مات ما تعرضته هوام الارض فى قبره؛

💡 184- حدر فى قرائته و فى اذانه، اى اسرع. يعنى در خواندن و اذان گفتنشتسريع كرد. صحاح اللغه (حدر)

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز