لغت نامه دهخدا
اتقن. [ اَ ق َ ] ( ع ن تف ) استوارتر.
اتقن. [ اَ ق َ ] ( ع ن تف ) استوارتر.
[ویکی الکتاب] معنی أَتْقَنَ: محکم ومطمئن ساخته
ریشه کلمه:
تقن (۱ بار)
تعبیر به «اتقان» از مادّه «تقن» که به معنای منظم ساختن و محکم نمودن است نیز تناسب با زمان برقراری نظام جهان دارد; نه زمانی که این نظام فرو می ریزد، و متلاشی و ویران می گردد.
اتفاق: محکم کردن.، کار خدا است چنان خدائی که هر چیز را محکم کرده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شكى نيست كه خداى حكيم را در نظام وجود اعم از نظام تكوين و نظام تشريع مختارات ومنتخبات و برگزيده هائى است كه همه بر طبق حكمت و مصلحت و مبانى نفس الامريه است وهمه بر ملاك فضيلت و شرافت است و رعايت انتخاب اشرف فالاشرف وافضل فالافضل در تعين و تحقق آنها گرديده است و اين قانون حكيمانه در تمام نظاموجود و ايجاد و در كل نظام تكوين و تشريع جارى است و نظام اتقن كيانى از نظام
💡 وجه اينكه تخريب و ويرانى عالم - با پيدايش قيامت - را صنع متقن خودخواند(صنع الله الذى اتقن كل شى ء)
💡 (قال على عليه السلام: من اكثر الفكر فيما تعلم اتقن علمه و فهم ما لم يكن يفهم )(1086)
💡 آن هنگام حضرت نوح به زبان سريانى گفت: يا مارى اتقن يعنى: پروردگارااصلاح كن .
💡 در اين هنگام، نوح (ع ) به زبان سريانى فرمود: يا مارى اتقن يعنى: (پروردگارا!اصلاح كن ).