اتروب

لغت نامه دهخدا

اتروب. [ اَ ] ( اِ ) مرضی است جلدی که بهندی ردّ گویند. کذا فی المحمودی. ( شعوری ).

جمله سازی با اتروب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویند این واژه از آترپاتوس، نام یکی از سرداران اسکندر برگرفته است و صاحب معجم البلدان و برخی دیگر گفته‌اند که از لفظ آذر به معنی آتش و بادگان یا بایگان به معنی حافظ و خازن آمده‌است و معنی مجموع آن حافظ النار (به فارسی: نگهبان آتش) یا حافظ بیت النار(به فارسی: نگهبان آتشکده) باشد. آتروبات یا آذربدآتش پناه و اتروبات مانسارسپندان نام موبدی وزیر شاهپور دوم و شارح اوستاست که تمام نام او «پسر قانون مقدس آتش پناه » معنی می‌دهد. در صورتی که کلمه آتروبات و آذربد و اسامی مانند این دو در زبان فارسی قدیم هست انتساب نام آذربایجان به نام سردار اسکندر محتاج به ادله ٔ قاطعتری از تاریخ است (که از غیر مآخذ یونانی و رومی باشد) نام ایالتی از ایران که آن را آذر و آذرباد و آذربادگان و آذرباذگان و آذربایگان و آذربیجان و اَذْرَبیجان بر وزن عندلیبان (معجم البلدان ) نیز نامند. آذربایجان در قدیم از شمال ارّان و از جنوب غربی به آشور و از مغرب به ارمنستان و از مشرق بدو ایالت مغان و گیلان محدود می‌شده و پای تخت آن شهر گنجک بوده‌است در تخت سلیمان در جنوب شرقی مراغه و عرب آن را کزناو یونانیان گازا می‌نامیده‌اند.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز