لغت نامه دهخدا
ابوعبده. [ اَ ع َ دِه ْ ] ( اِخ ) از روات است و بدل بن المحبر از او روایت کند.
ابوعبده. [ اَ ع َ دِه ْ ] ( اِخ ) الوزیر. حسان بن مالک بن ابی عبده اللغوی الاندلسی. رجوع به حسان... شود.
ابوعبده. [ اَ ع َ دِه ْ ] ( اِخ ) یوسف بن عبده بصری. تابعی ثقه است و از ثابت البنانی روایت کند.