ابوطارق
لغت نامه دهخدا
ابوطارق. [ اَ رِ ] ( اِخ ) ازدی. او از بلال و از او یزیدبن ابی زیاد روایت کند.
جمله سازی با ابوطارق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پانزده سال در زندان میماند و بارها توسط شکنجهگرش، ابوطارق، مورد تجاوز قرار میگیرد و از این تجاوزها باردار میشود و فرزندان دوقلویش را به دنیا میآورد.