ابوخلاف

لغت نامه دهخدا

ابوخلاف. [ اَ خ ِ ] ( اِخ ) کنیت ابلیس.

جمله سازی با ابوخلاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 16. ابومره 17. ابوخلاف، 18. ابولبين، 19.ابيض؛ كه او مردم را به خشم مى آورد.