ابو نهشل

لغت نامه دهخدا

ابونهشل. [ اَ ن َ ش َ ] ( اِخ ) محدث است. او از ابی وائل و از او عبدالرحمن مسعودی حدیث کند.
ابونهشل. [ اَ ن َ ش َ ] ( اِخ ) محدث است. و مسعودی از وی روایت کند.
ابونهشل. [ اَ ن َ ش َ] ( اِخ ) ابن حمید. شاعری مقل است. ( ابن الندیم ).
ابونهشل. [اَ ن َ ش َ ] ( اِخ ) اسودبن یعفر. شاعری است از عرب.
ابونهشل. [ اَ ن َ ش َ ] ( اِخ ) لقیطبن زراره تمیمی، جوهری. ( تاج العروس در ماده ن هَ ش ل ).

فرهنگ فارسی

شاعری مقل

جمله سازی با ابو نهشل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابو نهشل، متمم بن نويره، برادر مالك بن نويره، كه شاعر بود، اشعار سوزناكبسيارى در سوگ برادرش سرود. او روزى در مدينه به نزد ابوبكر رفت. صبحگاهاننماز را پشت سر ابوبكر بجاى آورد. و چون خليفه از نمازش فارغ گرديد، متممبرخاست و در كنار ابوبكر بايستاد و به كمان خود تكيه داد و اين سوگنامه را خواند.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز