لغت نامه دهخدا
ابن الفقیه. [ اِ نُل ْ ف َ ] ( اِخ ) ابومنصور عبدالواحدبن ابراهیم. از مشاهیر ادبا و محدثین. مولد او در 561 هَ.ق. بموصل و وفات 636. او را اشعار رائقه است.
ابن الفقیه. [ اِ نُل ْ ف َ ] ( اِخ ) ابومنصور عبدالواحدبن ابراهیم. از مشاهیر ادبا و محدثین. مولد او در 561 هَ.ق. بموصل و وفات 636. او را اشعار رائقه است.
از مشاهیر ادبا و محدثین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتمال میرود که این جمله ترجمهای از عبارت ابن فقیه هَمَدانی باشد در کتاب البلدان که در «مختصر» آن. آمدهاست: «وَبَنی ' خالد بطبرستان المنصورة و اتّخَذَ بها سوقا» (خالد در طبرستان منصوره را ساخت و در آن بازاری بنا کرد)، یعنی خالد که همان خالدبن برمک معروف باشد، در تاریخ طبرستان به صورت محمدبن خالد آمدهاست و «منصوره» در کتاب ابن الفقیه تحریف «ممطیر» است، زیرا در فهرست بیست و هفت شهر مازندران «درون دربند تمیشة» که ابن اسفندیار ذکر کردهاست شهری به نام منصوره نمیبینیم.