ابراهیم سیمجور

لغت نامه دهخدا

ابراهیم سیمجور. [ اِ م ِ سی ] ( اِخ ) پدر ابوالحسن یا ابوالحسین محمد و جد ابوعلی و ابوالقاسم سیمجور دواتی. معاصر سامانیان. ابوعلی مسکویه در تجارب الامم در وقایع سال 324 هَ.ق. گوید او از دست صاحب خراسان، محمدبن الیاس بن یسع صغدی را در این سال محاصره کرده چون خبر دیلم بدو رسید بخراسان بازگشت و از محاصره محمدبن الیاس دست بازداشت:
فعل نکو ز نسبت بهتر کز این قِبَل
به شد ز سیمجور براهیم سیمجور.ناصرخسرو.و رجوع به سیمجوریان شود.

جمله سازی با ابراهیم سیمجور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دیگر سیمجوریان ابراهیم سیمجور بود که در روزگار نوح دوم سامانی به فرمانروایی خراسان رسید. همچنین پسر ابراهیم -ابوالحسن سیمجور- و نواده‌اش ابوعلی سیمجور چندی بر خراسان فرمان‌راندند. ابوعلی سیمجور در نبرد با سبکتکین شکست خورد و کشته شد. ابوالقاسم سیمجور نیز که برادر ابوعلی بود به بوییان پناه برد.

💡 وی به علوم اوائل (دانش‌های یونان باستان) آگاهی گسترده‌ای داشته و شعرش آمیزه‌ای از اندیشه‌های فلسفی و خیال‌های شاعرانه است. او مدح‌کننده شمس‌المعالی قابوس (کشته‌شده به سال ۴۰۳)، صاحب بن عباد (مرگ ۳۸۵) و امیر ناصرالدوله ابوالحسن محمد بن ابراهیم سیمجور (مرگ ۳۷۷) بوده است و قابوس و صاحب بن عباد بدو مزد سالیانه می‌داده‌اند.

💡 در محرم ۳۵۷ هجری، که وشمگیر درگذشت، لشکریان سامانیان برای کمک به او به گرگان آمده بودند و محمد بن ابراهیم سیمجور آن‌ها را فرماندهی می‌کرد.

همه یعنی چه؟
همه یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز