ابتلال
مترادفها
ابتلا، بیماری، گرفتاری
لغت نامه دهخدا
ابتلال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) تر شدن. ( زوزنی ). || از بیماری به شدن. نیکو شدن حال پس از بدی و سختی. || آب بزیر پوستش دویدن پس از نزاری.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - تر شدن. ۲ - خوب شدن حال پس از بیماری و سختی. ۳ - چاق شدن پس از نزاری.
فرهنگ عمید
نیکو شدن حال کسی پس از بیماری و سختی و لاغری.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تر شدن. ۲ - از بیماری به شدن. ۳ - نیکو شدن حال پس از بدی و سختی. ۴ - آب بزیر پوست کسی دویدن پس از نزاری.
ویکی واژه
تر شدن.
خوب شدن حال پس از بیماری و سختی.
چاق شدن پس از نزا
جمله سازی با ابتلال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برگزيدگان خدا به انواع رنجها همانند سوءاخلاق خانواده، فقر، مرض، آزار خلق و...دچار مى شوند چون تسليم اند زبان اعتراض ندارند و نارضايتى درونى از ابتلالات راهم ندارند.