کلمه «مفتوق» در لغت به معنای شکافته یا دریده است و حالتی را توصیف میکند که چیزی از هم باز شده یا پاره شده باشد. این واژه همچنین در متون پزشکی به فردی که گرفتار بیماری فتق شده است، اطلاق میشود، یعنی کسی که دچار بیرون زدگی یا پارگی عضوی شده است. «مفتوق» میتواند هم به صورت وصفی برای اشیاء یا اجسام دریده و هم به صورت وصف حال برای انسان مبتلا به فتق به کار رود. این کلمه بار معنایی فیزیکی دارد و نشاندهنده وضعیت آسیبدیدگی، پاره شدن یا شکافته شدن است. علاوه بر این، در منابع قدیمی و لغتنامهها، «مفتوق» به عنوان معادل «غُر» نیز ذکر شده است که نوعی حالت یا صفت مشابه را نشان میدهد. به طور کلی، مفتوق بیانگر وضعیتی است که در آن یک جسم یا عضو دچار شکاف، پارگی یا آسیب شده باشد و وضعیت طبیعی یا یکپارچگی خود را از دست داده باشد.
مفتوق
لغت نامه دهخدا
مفتوق.[ م َ ] ( ع ص ) شکافته. دریده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از اقرب الموارد ). || گرفتار فتق.( ناظم الاطباء ). آنکه به بیماری فتق مبتلا باشد. ( از اقرب الموارد ). غُر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با مفتوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد از بعد ظهور کل مخلوق خود آنمرتوق مطلق جمله مفتوق