لغت نامه دهخدا
( معتلفة ) معتلفة. [ م ُ ت َ ل ِ ف َ ] ( ع ص، اِ ) دایه که در پارسی آن را مام ناف خوانند، کلمه مستعاری است. ( از منتهی الارب ). ماما و مام ناف. ( ناظم الاطباء ). قابله و آن کلمه مستعاری است. ( از اقرب الموارد ).
( معتلفة ) معتلفة. [ م ُ ت َ ل ِ ف َ ] ( ع ص، اِ ) دایه که در پارسی آن را مام ناف خوانند، کلمه مستعاری است. ( از منتهی الارب ). ماما و مام ناف. ( ناظم الاطباء ). قابله و آن کلمه مستعاری است. ( از اقرب الموارد ).
💡 امام عليه السلام در حقيقت نگرانى مالك اشتر را به اهميت خشم و نفرت عمومى سوق مى دهدو مى رساند كه ناراحتى خواص مشكل حادى نمى آفريند؛ اگر هممشكل آفرين باشد با همگامى همگان بانظام، ظهور حادثه زايى ندارد ولى نارضايتىعامه مردم با رضايت خواص از حكومت قابل حل نيست.امام على عليه السلام در همين بارههنگامى كه به داستان وضعيت اقتصادى باند بنى اميه با روى كار آمدن خليفه سوم مىپردازد به ما گوشزد مى كند، آنان كه خواص خليفه شدند و شكم خويش را توبره وانبان بيت المال كردند، در لحظه حساس او را تنها گذاشتند: ((الى اءن قام ثالثالقوم نافجا حضنيه، بين نثيله و معتلفه )): تا اينكه سومى از قوم قريش حكومت رادر دست گرفت در حالى كه به دو طرف خود جست و خيز مى كرد - پرش او در دو جا بود -اطاق پذيرايى و مستراح !