مشکوله

لغت نامه دهخدا

مشکوله. [ م َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مصغر )مشک کوچک که مشکیزه نیز گویند. ( فرهنگ رشیدی ). بمعنی مشکول که مشک و خیک کوچک باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).مشک کوچک را گویند، و آن را مشکیزه نیز خوانند. ( جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). خیکچه آب. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مشکوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حجاری، ساخت ابزارهای سنگی، پالایش مواد، پیدایش لوله‌های سفالین انتقال آب در هزاره سوم قبل از میلاد، ساخت استخرهای مهار آب، طراحی وسایل مخصوص پالایش ماست بنام مشک، تولید آهک، ساخت طلا در منطقه پا سنگ زر، سفالگری، ساخت تجهیزات کشاورزی، ابداع ورزش‌های سنتی و ابزارهای مربوط به آن‌ها مانند نبی بازی، کازو، کالاچ و غیره، ساخت قفلهایی مانند کلون، قالی بافی، سفره بافی، گلیم بافی، علم تولید آلیاژ در هزاره‌های قبل از میلاد، علم گیاه‌شناسی و طب سنتی، ترویج کشاورزی، رکورد بذر گندم و سیب زمینی، استفاده از چرم در امر حفاظت از مواد غذایی از دیر بازمانند قلیه و دیگ‌های روغن و مشکوله‌های نگهداری ماستینه، تولید زغال، ابداع تنورهای گلی، صنعت آهنگری، نساجی و پشم ریسی و… از نبوغ منحصربه‌فرد این مردم است.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز