لغت نامه دهخدا
مشغول الذمه. [ م َ لُذْ ذِم ْ م َ / م ِ ] ( از ع، ص مرکب ) کسی که تعهد خود را به جای نیاورده و دین خود را نپرداخته باشد. که ذمه وی مشغول باشد. مدیون. مقابل بری ءالذمه.
مشغول الذمه. [ م َ لُذْ ذِم ْ م َ / م ِ ] ( از ع، ص مرکب ) کسی که تعهد خود را به جای نیاورده و دین خود را نپرداخته باشد. که ذمه وی مشغول باشد. مدیون. مقابل بری ءالذمه.
(مَ لُ ذِّ مَُ ) [ ع. ] (ص مر. ) مدیون، کسی که دین خود را اداء نکرده باشد.
کسی که دینی بر عهده دارد.
کسی که تعهد خود را انجام نداده و دین خود را نپرداخته مقابل بریئ الذمه.
کسیکه تعهد خود را بجای نیاورده و دین خود را نپرداخته باشد.
مدیون، کسی که دین خود را اداء نکرده باشد.
💡 مساءله 2 - سفيه همان طورى كه در اموالش محجور عليه است همچنين در ذمه اشمحجور عليه است به اين معنا كه نمى تواند مال يا عملى را به ذمه بگيرد، پس او نمىتواند قرض بگيرد و ذمه خود را بدهكارقرض دهنده كند چون او از نظر شرع ذمه ندارد ونيز نميتواند چيزى را به ذمه بفروشد تا بعداتحويل دهد و يا به ذمه و نسية بخرد و بعداپول آن را بپرازد، و يا خود را اجير و مشغول الذمه كند كه فلانعمل را به پايان برساند و يا عامل در مضاربه و نظير آن كند.