مستهتر
مترادفها
سهلانگار، بیمبالات، بیخیال، بیمسئولیت
متضادها
بااحتیاط، مسئولیتپذیر
لغت نامه دهخدا
مستهتر. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) پیروی کننده از هوای خود که به کرده خویش اهمیت ندهد. || عقل بشده از کلانسالی. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استهتار شود.
مستهتر. [ م ُ ت َ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استهتار. صاحب چیزهای باطل و هیچکاره. ( منتهی الارب ). بسیار اباطیل. کثیرالاباطیل. ( از اقرب الموارد ). || مستهتر به؛ حریص نسبت به چیزی که جز آن نگوید ونکند. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استهتار شود.
فرهنگ فارسی
صاحب چیزهای باطل و هیچکاره
جمله سازی با مستهتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ... و در اين زمان، اين همه و صد افزونتر از آن را در اوحدى دوران، فرزانه دلسوخته،مستغرق در ياد محبوب و مستهتر در ذكر معبود، فروغدل سالكان و بهجتِ عارفان، خدا آشناى كامل، سلمان زمان و پيرو راستين آيت عظماى الهى، امير مؤ منان علىّ بن ابى طالب عليه السّلام در علمعمل: آيتِ حقّ، حاج محمّد تقى بهجت - ادام اللّه ظلّه الوارف - متجلّى ديدم.