مستملک

لغت نامه دهخدا

مستملک. [م ُ ت َ ل َ ] ( ع ص، اِ ) آنچه مالک شده باشند. ملک.

فرهنگ معین

(مُ تَ لَ ) [ ع. ] (اِمف. ) جایی که کسی آن را ملک خود قرار داده باشد.

فرهنگ عمید

جایی که کسی آن را ملک خود قرار داده باشد.

ویکی واژه

جایی که کسی آن را ملک خود قرار داده باشد.

جمله سازی با مستملک

💡 خانواده‌های باگراتونی و آرتسرونی کسانی بودند که از این سیاست کمال استفاده را کردند. از جمله خانوادهٔ بزرگ باگراتونی با دریافت قسمتی از بازماندهٔ امیرنشین‌های منحل شده مانند امیرنشین مامیگونیان در منطقهٔ فرات و ارس و امیرنشین کامساراکان در منطقهٔ قارص کم‌کم موفق شدند مستملکات خود را توسعه دهند و به صورت یک منطقهٔ متصرفی و یکپارچه درآورند.

💡 قلمرو کشورهای مشترک‌المنافع یا قلمرو کشورهای همسود از مستملکات و اکثر مستعمرات سابق امپراتوری بریتانیا تشکیل یافته‌است که در آن‌ها چارلز سوم به‌طور رسمی به عنوان پادشاه و رئیس کشور شناخته می‌شود. به جز بریتانیا که چارلز خود در آن حضور دارد، در کشورهای دیگر «فرماندار کل» که معمولاً به پیشنهاد نخست‌وزیر آن کشور و به دستور چارلز انتخاب می‌شود، وظایف رئیس کشور را ایفا می‌کند.

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز