مستمتع
مترادفها
بهرهمند، لذتبرنده
لغت نامه دهخدا
مستمتع. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استمتاع. برخورداری یابنده. ( از منتهی الارب ). منتفع و برخوردار از چیزی به مدت طولانی. ( از اقرب الموارد ). || عمره گذارنده با حج. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استمتاع شود.
جمله سازی با مستمتع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسافر راه گم كرده اى كه در شب تاريك به اميد برقى جهنده مى نشيند، هرگز به مقصدنمى رسد: وليس فى البرق الخاطف مستمتع لمن يخوض فى الظلمه ) (817) كسى كه خود را از نور خاص الهى محروم ساخت هرگز با دنيا و رزق و برقزودگذر آن نمى تواند در سير ابدى راه به مقصد و مقصود ببرد.
💡 در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم: خمس من لم تكن فيه لم يكن فيهكثير مستمتع !
💡 89 - عن ابى عبدالله عليه السلام:قال خمس من لم يكن فيه لم يكن فيه كثير مستمتع قلت: و ما هى ؟قال: العقل و الادب و الدين و الجود و حسن الخلق.