مزمزان

لغت نامه دهخدا

مزمزان. [ م َ م َ ] ( نف مرکب،ق مرکب ) مکنده اندک زمانی. ( ناظم الاطباء ). در حال مزیدن. در حال اندک اندک مکیدن: لقمه مراد بگیری و گرد سی و سه دندان و گرد جایگاه بسیاری بگردانی و مزمزان می خوری تا مزه بیابی. ( معارف بهأولدص 55 ). هَرشَفة؛ مزمزان آشامیدن. تمزز؛ مزمزان خوردن [ شراب را ]. ( منتهی الارب ). رجوع به مزمزان شود.

فرهنگ عمید

در حال مکیدن یا چشیدن.

جمله سازی با مزمزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در پی آن می که خوردم از پیاله وصل تو این چنین زهرت ز جام هجر خوردم مزمزان

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز