واژه «مزعی» یک صفت عربی است که در متون لغوی قدیم برای توصیف فردی به کار میرود که به سخنچینی، نمّامی و برهم زدن روابط میان مردم میپردازد. این واژه در منابعی مانند «منتهیالارب»، «اقربالموارد» و «ناظمالاطباء» به معنای شخصی آمده است که سخنان دیگران را به شکل نادرست منتقل میکند و باعث ایجاد اختلاف و دشمنی میشود. بنابراین «مزعی» به کسی گفته میشود که با نقل گفتار دیگران، میان افراد فتنه و ناراحتی ایجاد میکند. در فرهنگ اخلاقی و دینی، چنین رفتاری بسیار ناپسند شمرده شده و از عوامل برهم زدن آرامش اجتماعی به شمار میرود. این واژه بار معنایی منفی دارد و معمولاً برای نکوهش رفتار فردی استفاده میشود که در روابط انسانی صداقت و امانتداری را رعایت نمیکند. مزعی با واژگانی مانند سخنچین، نمّام و فتنهگر هممعنا است و در همان حوزه معنایی قرار میگیرد. در متون کهن عربی، این صفت برای هشدار نسبت به پیامدهای منفی شایعهپراکنی و بدگویی به کار رفته است. از نظر اجتماعی، فرد مزعی کسی است که با انتقال گزینشی یا تحریفشده سخنان، موجب سوءتفاهم میان دیگران میشود. این رفتار معمولاً باعث کاهش اعتماد و افزایش تنش در روابط فردی و جمعی میگردد. در مجموع، این کلمه به معنای فرد سخنچین و نمّامی است که با گفتار خود میان مردم اختلاف و آشوب ایجاد میکند.
مزعی
لغت نامه دهخدا
مزعی. [ م َ عی ی ] ( ع ص ) سخن چین و نمام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
جمله سازی با مزعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد از تخت هر مزعیان تاج خسرو به بزم فریدون روان ساغر جم