لغت نامه دهخدا
محاربات. [ م ُ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ محاربة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ج ِ محاربت. جنگها و کارزارها. ( غیاث ) ( آنندراج ): عاقبت در بعضی از آن محاربات شهید گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 313 ). رجوع به محاربة شود.
محاربات. [ م ُ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ محاربة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ج ِ محاربت. جنگها و کارزارها. ( غیاث ) ( آنندراج ): عاقبت در بعضی از آن محاربات شهید گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 313 ). رجوع به محاربة شود.
( مصدر و اسم ) جمع محاربه و محاربت.
💡 در حدود قرن هفتم هجرى و سده دوازدهم ميلادى، سلطان محمد خوارزمشاه پس از محاربات بسيار، سرزمين ماوراء النهر را از قراختائيان و افغانستان را از ملوك غور و منطقه اراك و فارس و آذربايجان را از كف اتابكان خارج نمود و ظاهرا فرمانرواى تمام ايران گرديد.
💡 محاربات و حملات چنگيز و جانشينان او در ايران را به طور كلى، مى توان به سه مرحله تقسيم نمود: