لغت نامه دهخدا
مثاعب. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَثعَب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مثعب شود.
مثاعب. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَثعَب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مثعب شود.
مثعب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خون دل از دیدهٔ بد سگالش همی آب باران روان از مثاعب