لغت نامه دهخدا
متنزع. [ م ُ ت َ ن َزْ زِ ] ( ع ص ) شتابان. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تنزع شود.
متنزع. [ م ُ ت َ ن َزْ زِ ] ( ع ص ) شتابان. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تنزع شود.
شتابان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با متنزع شدن استان گلستان در سال ۱۳۷۶، دانشگاه علوم پزشکی مازندران به مرکزیت ساری بنیانگذاری شد.