لغت نامه دهخدا
متمک. [م ُ م ِ ] ( ع ص ) گیاه که فربه گرداند ناقه و غیر آنرا. ( آنندراج ). چراگاهی که فربه کند. ( ناظم الاطباء ).
متمک. [م ُ م ِ ] ( ع ص ) گیاه که فربه گرداند ناقه و غیر آنرا. ( آنندراج ). چراگاهی که فربه کند. ( ناظم الاطباء ).
گیاه که فربه گرداند ناقه را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش عزم تو مُسرع گردون متمکین بعلت افلاج