متمر

لغت نامه دهخدا

متمر. [ م ُ م ِ ] ( ع ص ) خداوند بسیار خرما. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خداوند خرمای بسیار. ( از ذیل اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
متمر. [ م ُ ت َم ْ م ِ ] ( ع ص ) رطب که بحد خرما رسد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رطب خرما شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تتمیر شود. || خرمابن که دارای خرما باشد. || پرورش یافته با خرما. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

رطب که بحد خرما برسد

جمله سازی با متمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر امیری کو شبانی بشر آن‌چنان آرد که باشد متمر

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز