متصبر
مترادفها
صبور، شکیبا، بردبار
متضادها
بیصبر، ناآرام، بیطاقت
لغت نامه دهخدا
متصبر. [ م َ ت َ ص َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) شکیبائی کننده. ( آنندراج ). کسی که شکیبائی می کند و صبر می نماید. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خود را به ستم بازدارنده. ( آنندراج ). آن که به ستم خود را باز میدارد و منع می کند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تصبر شود.
جمله سازی با متصبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((قيامت كه بر پا مى گردد ندايى به گوش مى رسد كه: صابرين كجايند؟ گروهىبر مى خيزند. نداى ديگرى به گوش مى رسد: متصبران و خويشتنداران كجا هستند؟گروه ديگرى بر مى خيزند.
💡 حضرت فرمود: ((صابرين )) كسانى هستند كه بر انجام واجبات پايدارى مى كنند و ازآن شانه تهى نمى نمايند. و متصبران كسانى هستند كه از معاصى اجتناب كرده و اينحالت را بشدت حفظ مى كنند)).(274)