لغت نامه دهخدا
متسالم. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) همدیگر صلح کننده. ( آنندراج ). با همدیگر صلح کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تسالم شود.
متسالم. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) همدیگر صلح کننده. ( آنندراج ). با همدیگر صلح کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تسالم شود.
(مُ تَ لِ ) [ ع. ] (اِفا. ) آشتی کننده با دیگری، صلح کننده با یکدیگر.
سازگار، هماهنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چون اين سه جنس فضيلت حاصل شده و با يكديگر ممزوج و متسالم شوند از تركيب آنهاحالتى متشابه حاصل مى شود كه كمال و تماميّت آنفضايل موقوف بر آن است كه آن را فضيلت ((عدالت )) مى نامند. و لذا همه فلاسفه متقدمو متاءخر اتفاق دارند كه اجناس فضايل چهار است:
💡 آيت اللّه العظمى خوئى رحمه اللّه در آخر مى گويد: خلاصه كلام آنكه مشهور بين علماىشيعه و محققين ايشان بلكه متسالم عليه بين همه آنان اين است كه قرآن، تحريف نشده وهمان طور كه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آلهنازل شده بود الا ن موجود است.(488)