خلاسی تصویر معنی خلاسی متضادها گرفتار شدن، گیر افتادن، ماندن لغت نامه دهخدا خلاسی. [ خ َ سی ی ] ( ع ص، اِ ) کودک که یکی از ابوین وی سپید و دیگری سیاه باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط خفیس خلبوب خلیص خلیلات خساس خلباء خراشاء