متدافع

مترادف‌ها

مدافع، حامی، پشتیبان

متضادها

مهاجم، متهم

لغت نامه دهخدا

متدافع. [ م ُ ت َ ف ِ] ( ع ص ) یکدیگر را دفع کننده و کارزار. ( آنندراج ). مشغول به دفع و راندگی و راننده کسی را در جنگ. ( ناظم الاطباء ). || هجوم آورنده بر دیگری. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تدافع شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ فِ ) [ ع. ] (اِفا. ) دفع کنندة یکدیگر در کارزار، ج. متدافعین.

ویکی واژه

دفع کنندة یکدیگر در کارزار؛
متدافعین.

جمله سازی با متدافع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپس رو به سعيد كرد و گفت: من از اينكه عبدالله راز خود را افشاء نكرد خوشم آمد و منكه از اولين خونخواهان على بودم الان بزرگترين متدافعان او هستم و كار خوبى كرد كهنسبت به من هم مسائل امنيتى را رعايت كرد و افشاى اسرار نكرد، چون اگر چه من ازطرفداران على شده ام ولى ممكن است شيطان گولم بزند و نتوانم زبانم را نگه دارم.

💡 او به عنوان یک متدافع حقوق بشر، سال‌ها در مناطق جنگی مشغول به فعالیت بوده تا صدای کسانی باشد که مورد ظلم و بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند.

💡 وکیل مشهور در دادگاه، با ارائه استدلال‌های منطقی و مستندات قوی، به عنوان متدافع اصلی متهم در برابر اتهامات سنگین مطرح شده، ظاهر شد.

💡 بسیاری از فعالان محیط زیست، متدافعان اصلی حفظ جنگل‌ها و گونه‌های در حال انقراض هستند که با فعالیت‌های خود از اکوسیستم زمین محافظت می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران