لغت نامه دهخدا
متبختر. [ م ُ ت َ ب َ ت ِ ] ( ع ص ) خرامنده به ناز. ( ناظم الاطباء ). کسی که از روی ناز و تکبر و تفرعن می خرامد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبختر شود.
متبختر. [ م ُ ت َ ب َ ت ِ ] ( ع ص ) خرامنده به ناز. ( ناظم الاطباء ). کسی که از روی ناز و تکبر و تفرعن می خرامد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبختر شود.
(مُ تَ بَ تِ ) [ ع. ] (اِفا. ) کسی که با تکبر و ناز راه می رود.
( اسم ) آنکه با تکبر راه رود خرامنده بناز جمع: متبخترین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ه. قرآن كريم داستان غم انگيز جدايى انگيزه از انديشه را از عالمان متهتّك نقل كرده كه اوّلين آنها ابليس متبختر بود؛ زيرا براى وى اشتباه مفهومى يا خطاى مصداقى رخ نداده بود، بلكه كلام خداوند را كاملاً فهميد و مصداق آن را به خوبى تشخيص داد، ولى عالماً عامداً در برابر دستور الهى تمرّد و تنمّر كرد. فرعون مصر و اسرائيلى سامرى زده نيز همگان چونان ابليس عالماً عامداًعصيان ورزيدند و ازاين رو لعن و بيل الهى و خزى دارين دامن گير آنان شد. آنچه در آيه مورد بحث رخ داده از همين قبيل است.
💡 و خدا را بپرستيد، و چيزى شريك او مگيريد، و به پدر و مادر احسان كنيد، و همچنين بهخويشاوندان، و يتيمان، و مسكينان و همسايه نزديك و همسايه دور، و رفيق مصاحب، و درراه مانده و بردگان كه مملوك شمايند، كه خدا افرادى را كه متبختر و خود بزرگ بينند، وبه ديگران فخر مى فروشند دوست ندارد (36)