مبثور
لغت نامه دهخدا
مبثور. [ م َ ] ( ع ص ) محسود. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). || بسیارمال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). غنی و بسیار مالدار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
محسود
جمله سازی با مبثور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وین نیز عجبتر که به یک زادن چون گشت ستخوانش بگسیخته و جلدش مبثور
💡 در طول سالهای اخیر، اطلاعات و دادههای بسیار زیادی در فضای مجازی مبثور شده است که تحلیل صحیح آنها نیازمند دقت و هوش بسیار بالا میباشد.
💡 بذور امید و عشق در میان قلبهای مردم مبثور گشته بود و این موضوع باعث میشد که جامعه در برابر سختیها با قدرت و پایداری بیشتری ایستادگی کند.
💡 آثار هنری و نوشتههای ارزشمندی در کتابخانههای بزرگ سراسر جهان مبثور شدهاند که هر یک حامل پیامهای عمیق و آموزنده برای نسلهای آینده هستند.