مادرشوی
لغت نامه دهخدا
مادرشوی. [ دَ ] ( اِ مرکب ) خسرو. ( ناظم الاطباء ). مادرشوهر. و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
خسرو مادر شوهر
جمله سازی با مادرشوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیک از آغاز، عروس بدخوی سر گران داشت بدان مادرشوی