لولت

لغت نامه دهخدا

لولت. [ لو ل َ ] ( اِخ ) موضعی به مازندران. ( سفرنامه رابینو بخش انگلیسی ص 122 ). دهی کوچک از دهستان بندرج بخش دودانگه شهرستان ساری واقع در بیست هزارگزی شمال کهنه ده، کنار راه مالرو عمومی دودانگه ساری. دارای 80 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

جمله سازی با لولت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخستین پیروزی او در مسابقه‌ای در نزدیکی لولت دو ور به دست آمد که او و یک رکابزن دیگر، یک دور از سایر رکابزنان پیش‌افتادند. سپس خدمت سربازی خود را در گردان ارتش در ژوان‌ویل پاریس (که معمولاً ورزشکاران مستعد به آنجا فرستاده می‌شدند) گذراند.