آسانکردن
مترادفها
تسهیل کردن، ساده کردن، هموار کردن
متضادها
دشوار کردن، سخت کردن
فرهنگ فارسی
( آسان کردن ) ( مصدر ) سهل کردن تسهیل.
ویکی واژه
سهل و ساده کردن، راحت و بدون رنج کردن. ماشین، زندگی را آسان کرده است.
جمله سازی با آسانکردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیدل ازکلفت افسردهدلیها چو سپند مشکلی داشتم از سوختن آسانکردند