لغت نامه دهخدا
لوح قبر. [ ل َ ح ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوح تربت. لوح مزار. لوح مرقد.
لوح قبر. [ ل َ ح ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوح تربت. لوح مزار. لوح مرقد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 38-1. البته لوح قبر ميرزاجواد تعمير شده و اين اشكالات رفع شده است. (ويراستار)