لغت نامه دهخدا
( لمزة ) لمزة. [ ل ُ م َ زَ ] ( ع ص ) عیب کننده یا آنکه در پس مردم عیب کند. ( منتهی الارب ). بدگوی. بدگوی در روی. ( از دهار ). عیب نهنده. بدگوی در قفا. مغتاب در پشت سر. ( قاموس ).
( لمزة ) لمزة. [ ل ُ م َ زَ ] ( ع ص ) عیب کننده یا آنکه در پس مردم عیب کند. ( منتهی الارب ). بدگوی. بدگوی در روی. ( از دهار ). عیب نهنده. بدگوی در قفا. مغتاب در پشت سر. ( قاموس ).
عیب کننده یا آن که در پس مردم عیب کند. بد گوی.
💡 براى تفهيم اين حقيقت آيات متعدد نازل مى فرمايد: از جمله ويل لكل همزه لمزه الذى جمع ما لا وعدده... كلا لينبذن فى الحطمه. و ما ادراك ما الحطمه. نار الله الموقده التى تطلع على الافئده. انها عليهم موصده. فى عمد ممده .
💡 در روح المعانى در ذيل آيه (ويل لكل همزه لمزه ) گفته است اين سوره بنا به روايتىكه ابن ابى حاتم از طريق ابن اسحاق از عثمان بن عمرنقل كرده، در شاءن ابى بن خلف و بنا به روايتى كه سدىنقل كرده در شاءن ابى بن عمر و ثقفى، معروف به اخنس بن شريقنازل شده، چون مردى هرزه دهن بود، بسيار غيبت مردم را مى كرد، و به آنان تهمت مى زد