لطیفه گوی
مترادفها
شوخطبع، بذلهگو، لطیفهپرداز
متضادها
جدی
لغت نامه دهخدا
لطیفه گوی. [ ل َ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) لطیفه گو. آنکه لطیفه گوید. آنکه سخن مختصر گوید در کمال حسن و خوبی.
جمله سازی با لطیفه گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یار رقیب بازم و شاه عدو نواز ترک بهانه سازم و ماه لطیفه گوی