فرهنگ عمید
دستگاهی که برای ثبت امواج و ارتعاشات زلزله به کار می رود، زلزله سنج.
دستگاهی که برای ثبت امواج و ارتعاشات زلزله به کار می رود، زلزله سنج.
{seismograph} [ژئوفیزیک] دستگاهی برای دریافت و ثبت لرزش های زمین
لرزه نگار (seismograph)
ابزاری برای ثبت حرکات زمین. در این ابزار وزنه ای سنگین و لَخت به فنری آویزان است، قلمی متصل به این وزنه با کاغذ نصب شده روی استوانۀ دواری تماس دارد. هنگام زمین لرزه، قاب و استوانۀ این اسباب حرکت می کنند و سبب می شوند قلم خطی زیگزاگ روی کاغذ ترسیم کند؛ قلم، که بر اثر لَختی آن را پایدار نگه داشته اند، حرکت نمی کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با رشد این شرکت، نیاز سونانگول به خدماتی مانند ارتباط از راه دور، پشتیبانی شبکهها، حمل و نقل، مدیریت دادهها و لرزه نگاری مشهود بود. شرکتهای تابعه سونانگول برای پاسخگویی به این نیازها راهاندازی شدند.
💡 در سال 1391، شرکت در راستای تکمیل زنجیره ارزش خود، وارد تجارت فرآوردههای نفتی شد. پیرو آن در سال 1392، انرژی دانا چشمانداز کسبوکار خود را در سطح بینالمللی گسترش داد و دو پروژه لرزه نگاری را در پاکستان، بهعنوان نخستین پلهها در مسیر جهانی شدن، انجام داد. علاوه بر این، دستیابی به اولین کشتی تحریک چاه پیشرفته، بستر گسترش خدمات دریایی شرکت را فراهم کرد.
💡 شدت انفجار باعث لرزش پنجره ها در صد کیلومتری شد و در کلیه ایستگاههای لرزه نگاری اروپا ثبت شد.