لذ

مترادف‌ها

لذت، طعم، مزه

لغت نامه دهخدا

لذ. [ ل َذذ ] ( ع اِ ) خواب. || ( ص ) ماءٌ لذّ؛ آب خوشمزه. ( منتهی الارب ).
لذ. [ ل ُذذ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لذیذ. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جمع لذیذ

جمله سازی با لذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 16- رجوع شود به تاريخ چيست ك تاءليف اى. اچ. كار. ترجمه حسن كامشاد، ودرسهاى تاريخ، ويل دورانت، و لذات فلسفه، تاءليفويل دورانت، صص 312 291.

💡 بـــيـــان تـــفـــضـــيـــلى پـــاره اى از لذات و نـــعـــمـــتهـاىاهل بهشت

💡 خداوند متعال (درباره محروميت و ناكامى دنياپرستان از لذات و نعماى اخروى ) مى فرمايد:

💡 خیس مطلقش گفتن نشاید زانکه گر او را بود با لذات بخلی بالغرض گاهی کرم باشد

💡 (اخلاد) به معناى ملازمت دائمى است، و اخلاد بسوى ارض، چسبيدن به زمين است، و اينتعبير كنايه است از ميل به تمتع از لذات دنيوى و ملازمت آن.

💡 باز در قاموس كتاب مقدس آمده است: (بنابراين حيات حواريون و مؤ منين ايام گذشتهعمرى مملو از انكار لذات و زحمات بيشمار و روزه دارى بود).

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران