لب کویر
مترادفها
حاشیه کویر، کناره کویر
لغت نامه دهخدا
لب کویر. [ ل َ ک َ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش بجستان، شهرستان گناباد، واقع در شمال باختری بجستان و حاشیه خاوری کویر نمک. جلگه، گرمسیر و آب قراء آن شور و تلخ و ساکنین محل از آب باران برای شرب استفاده میکنند. این دهستان از 17 آبادی تشکیل شده و مجموع نفوس آن در حدود 1893 تن است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهستانی است از بخش بجستان شهرستان گناباد در شمال باختر بجستان جلگه و گرمسیر ۱۷ آبادی و ۱۷۹۳ تن سکنه.
نام یکی از دهستان های بخش بجستان شهرستان گناباد.
جمله سازی با لب کویر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه (نیه) آن را از بناهای ارشیر بابکان گفتهاند. به فاصله کمی در باختر دریاچه زره در مرز قهستان و لب کویر بزرگ است.
💡 ما در پایان تابستان تصمیم گرفتیم برای تجربه آرامش بیشتر و فرار از هیاهوی شهر، به کمپینگ در نزدیکی لب کویر و زیر آسمان پرستاره برویم.
💡 وقتی خورشید در حال غروب کردن بود، منظرهای بینظیر از شنهای طلایی در لب کویر پدیدار شد که هر بینندهای را به شگفت و حیرت وا میداشت.
💡 مسافران در طول مسیر طولانی خود، همیشه سعی میکردند قبل از رسیدن به لب کویر، ذخیره آب و مواد غذایی کافی برای روزهای بعدی تهیه کنند.